تبلیغات
kehkadoon - درباره کی کیان


درباره وبلاگ:

آرشیو:

آخرین پستها :

پیوندها:

پیوندهای روزانه:

صفحات جانبی:

نویسندگان:

آمار وبلاگ:


Admin Logo themebox

درباره کی کیان

نوشته شده توسط:یزدان درویشی
سه شنبه 19 شهریور 1392-05:14 ب.ظ

روستای كهكدان که این نامِ آن را می ­بایست در زُمره«غلط ­های رایج» دانست، با واگویه(تلفظ) صحیح کِی­ کیان(آن­چنان که بر زبان قدیمی­های روستا جاری­ست و در گویش محاوره به«کِی­ کیو» مشهوراست(=پادشاه سرزمین ها/ پادشاهِ پادشاهان)در بیست و پنج كیلومتری جاده­ی ملایر - بروجرد و در قلمرو شهرستانِ ملایر واقع شده است.

     پرُپیداست مردمی که اکنون در روستای کِی کیان زندگی می ­کنند، از پیشینه قومی و تاریخی درازدامنی برخورداراند، نمودِ آن را می­توان در لهجه­ خاصِ لری آن سراغ گرفت که تقریباً با تمامی لهجه ­های لُری نواحی پیرامونی خود کاملاً متفاوت است. در این روستا فعل­ های ماضی استمراری با الف آغاز می­شوند، قاعده ای که زبان­شناسان از آن به «ماضیِ استمراریِ باستان» تعبیر می­ کنند.

   برای­ مثال:اَشکنم(می­شکنم)، اَپاشم(می­پاشم)،اَکُشم(می­کشم)، اَزینم(می­زنم) و...پژوهش گرانی مانندِ میرجلال ­الدینِ کزازی و لغت­نامه­ های دهخدا و معین نیز بر درستیِ آن انگشتِ تأیید نهاده­ اند.

     این شیوه­ واگویه(تلفظ) فقط در گویشِ لریِ بختیاری و بویراحمدی رواج دارد. از این رو گویشِ کی­ کیانی به احتمال زیاد در نواحی جنوبِ غربِ ایران و به­ویژه شهرستان میناب در استان هرمزگان ریشه دارد. که از حیثِ پیشینه­ تاریخی با خاستگاهِ زبانی (استا­ن­های چهارمحال و بختیاری، کُهگیلویه و بویراحمد، شمال و شمالِ شرق خوزستان و شمال غرب و غرب استان فارس) در یک ردیف قرار می­گیرد. به باور برخی آگاهان، گویشِ کی­ کیانی از روزگارِ مادها برجای مانده است.

      این روستا نزدیک به سه هزار نفر جمعیت دارد و اگر مهاجرت­های بی رویه­ی اهالی از سال­های نیمه دوم دهه هفتاد و شوربختانه تا امروز تداوم نمی­داشت، بی­ تردید کِی ­کیان، امروز، یكی از بزرگ­ ترین و آبادترین روستاهای استان همدان بود.

     محله­­ های پنج­گانه­ روستا از این قراراند: 1.  قلعه­ بالا (قِلا بالا) 2.  قلعه­ شیرزاد (قِلا شیرزا) 3.  قلعه­ برخوردار (قِلا برخوردار)4.    محله پایین (مُل­ هاری) 5.  میانه­ دِه(مین دی) 6.  محله­ بالا(این محله به علت نوساز­بودن نام قدیمی ندارد) می ­باشد.

     نکته­ جامعه ­شناختیِ جالب درباره­ این روستا این است كه هر كدام از محله­ ها، همانند روستاهای جدا از هم دارای هویت فرهنگی خاصِ خود می­ باشد؛  از جمله این­که:

لهجه­  لهجه اهالی از یك محل به محل دیگر فرق می­كند.

 هرمحله دارای مسجد و حسینیه­ جداگانه می­باشد (مسجد امیرحمزه(ع) و حسینیه­ فاطمه ­الزهرا(س) در قلعه­ بالا، مسجد و حسینیه ­حضرتِ اباالفضل(ع) در محله­ پایین، مسجدِ امام حسن(ع) در    قلعه ­برخوردار و مسجد حضرتِ صاحب ­الزمان(ع) در محله­ بالا.

            اتفاقِ تازه­ دیگری که در سال­های گذشته افتاده است، برگزاری مراسم جداگانه­ اِحیای شب­های قدر در ماهِ مبارکِ رمضان است. مراسمی که پیش­تر، در مسجد امیر و حمزه برگزار می­شد.

      با اینكه بیشتر اهالی حمام خانگی دارند ، دو حمام عمومی بهداشتی نیز در روستا ساخته شده است(یکی متروک و از کار افتاده در محله­ بالا و دیگری عاطل و بی­سرپرست در قلعه ­بالا).

           هر محله دارای هیأت­ های عزاداری جداگانه است؛ که هر محرم می­کوشند با تمام توش-و- توان و ساز- و- برگ خود در برابر هیأت­ های محله­ های دیگر، صف­ آرایی کنند از جمله با معرفی آهنگ­ ها و سبک های نوحه­ خوانیِ جدید و نوحه­ خوانانِ پیشکسوت، در میانِ این گروه می ­توان به نام ­هایی چون عباسِ احمدوند از قلعه ­بالا، امامعلی شیرزادی از قلعه ­شیرزاد و محله­ پایین و ناصر گودرزی از قلعه ­برخوردار و محله­ بالا اشاره کرد).

هر محله دارای اراضی کشاروزی مخصوص به خود است، با نام های«هِرِنگ،دَرّه،دِروار،كَرسُرَه،علیرضاخان،دوشاخ،بَرد اِسبی(سنگِ سفید)،دیحُسِین و سَركوهه» است، همچنین متجاوز از پانزده چاه عمیق، که همچون هیولاهای خون­ آشام،   چشمه­ ها و کاریزهای سنتی روستا را که مانندِ نگینی بر خاک آن می­ درخشند چکه­ چکه     می ­خشکان­اند. احداث کارخانه­ی ذوب آلیاژ در نزدیکی روستا بر عمقِ فاجعه افزوده است؛ مجموعه­ای فرسوده که افزون بر بلعیدنِ منابعِ آب، هوای پاکِ روستا را نیز به شدت آلوده است. اگرچه زمینه­ اشتغال نامنظم و مخاطره ­انگیزِ پاره­ای از اهالی را فراهم کرده است،  اما  در جمع­ بندی نهایی و از دیدی آسیب ­شناسانه، به بهبودِ وضع عمومیِ روستا، کمکی نکرده است.

       اعضای شورای روستا معمولاً ترکیبی از افرادِ محله­ های مختلف است، حضورِ چند جوان در فهرستِ کنونی شورا که به طرزِ سنّتی در قبضه­  ریش ­سفیدها بوده است را می­ بایست به فال نیک گرفت.

        کِی ­كیان دارای یك زیارتگاه بنام امیر و حمزه ، پنج مدرسه که از آن میان دبستان های ابتداییِ شهید قدرت­الله پاکی در قلعه بالا و دبستانِ عاشورا در محله بالا چند سالی ­ست که به خرمن­گاهِ کشاورزان روستا تبدیل شده­ اند، هم به دلیلِ کاهشِ جمعیت و هم به خاطرِ تنگناهای اقتصادی ­ای که در سالیان اخیر به ترک تحصیل گسترده انجامیده است.

        كانونِ فرهنگی هنری و کتابخانه­ کوچکِ با شکوه­ اش که از دید نویسنده­ این یادداشت مایه­  فخر و سربلندی روستا و بزرگ­ترین دارایی آن است، از سال 76 تا امروز به همت و مدیریتِ روحانیِ پُرتلاش؛ حجت­ الإسلام گل­محمدِ داوری با وجود فراز و نشیب ­های بسیار به کار خود ادامه داده است و در ساعاتی از روز میزبان دوستاران یارِ مهربان است. اکنون نیز خانم واحدیان به عنوان کتابدار، با نظم و دقتی ستودنی رنگ-و-رویی تازه به کتابخانه بخشیده ­اند.

    دهیاری، پُست ­بانک، خانه­ بهداشت، درمانگاه، آرایشگاه و سه نانوایی از دیگر امکاناتِ روستاست .

      پیشه­ اصلی ساکنان، رانندگی، و در مرتبه ­های پایین ­تر كشاورزی و دامپروری ­ست، پرداختن به کشاورزی به دلیل منافع مادی ناچیز و نبود حمایت جدّی نهادهای دولتی و فراهم نبودن زیرساخت­های کشاورزیِ مکانیزه؛ مگر در مواردی اندک، به میزانِ چشمگیری کاهش یافته است، بازتاب این مسئله را می­توان در شمار روزافزون جوانانی که برای تأمین مخارج زندگی به مسافرکشی رومی ­آورند، به خوبی مشاهده کرد. گروهی اندک از نسل­ های پیشین و جوانان تحصیل کرده­ امروز نیز به استخدام اداره­ های دولتی درآمده­اند، سرانه­ی دست­یابیِ      کی­ کیانی­ ها به شغل ­های دولتی با توجه به ظرفیت­ ها و توانایی ­های نسلِ جوانِ درس­خوانده، به   هیچ­رو رضایت ­بخش نیست. گرایش به رانندگی به عنوانِ پیشه ­ای موروثی در میان بخش بزرگی از اهالی روستا تا آن­جاست که کی­ کیانی­ ها را در شهرستانِ ملایر با کامیون­ های ­شان می­ شناسند.

       ویرانی بنای قدیمی حمام در قلعه ­شیرزاد و نشستنِ ساختمان سرد و بی ­روحِ تعاونی به جایِ آن و نیز نوسازی بنای کهنسالِ مسجد امیر و حمزه در قلعه­ ­بالا به جای ترمیم و بازسازی آن، از رخدادهای تلخ یک دهه­ گذشته است.

    گرایش به اعتیاد و افتادن در ورطه­ی این بلای بنیان ­کَن در کِی ­کیان نیز همچون دیگر روستاهای این دیار، به چالشی بزرگ برای خانواده­ها تبدیل شده است، به ویژه آن­که در سالیانِ گذشته با افزوده شدنِ موادِ روان­گردانِ جدید مانند اکس ­تازی و کراک و شیشه به فهرست مواد مخدّر، بر دامنه و شمارِ قربانیان افزوده شده است. فعالیت اردوگاه(کمپ) ترکِ اعتیاد، اقدام امیدبخشی در این زمینه بوده است، اگرچه به علتِ نبود برنامه­ های حمایتیِ اقتصادی و فرهنگی«پاکی­ ها» خیلی زود به«لغزش» تبدیل می­شود!!.

      کِی­ کیان بیش و کم روستایی بزرگ و آباد است و به دلیل برخورداری از ظرفیت ­های محیطی و انسانی مطلوب، درصورت حمایت و رسیدگی مسئولان می­تواند به آینده امیدوار باشد، «بیکاری» و«نبود امکاناتِ رفاهی» اکنون به مهم­ترین عامل مهاجرت اهالی تبدیل شده است، و اگر چاره­ای برای آن اندیشیده نشود، کی­ کیان نیز همچون روستاهای چُقایی، وَناب و   سیاه­ کمر متروک و ویران خواهد شد و مردمِ آن به شهرها و کلان­شهرها خواهند گریخت. چنان که من در می ­یابم تنها راه نجات زندگی روبه زوالِ روستایی ،فراهم کردن بسترهای «اشتغال پایدار» است.

     سخنِ پایانی نگارنده این یادداشت، فریاد کردن این حقیقت است ؛ «همه چیز را همگان دانند، و همگان هنوز به دنیا نیامده­ اند» و به قول آن بزرگ؛ «همیشه اولین قدم، دشوارترین قدم است».

       هم­ روستاییانِ عزیز، با شمایانم، ای شمایانِ در هر کجا ساکن؛

     «با نقدها و نظرهای­ دقیق و کارشناسانه­  خود بر ژرفا و اعتبارِ این نوشته بیفزایید، با نوشتن و گفتن درباره­ گویشِ زیبا و کم ­نظیرِ کِی­ کیانی، پیشینه، هنرمندان، بزرگانِ لشکری و کشوری، آداب و رسوم، توانایی­ ها و ظرفیت­ ها، مشکلات و کاستی ­ها و هرچه از این قبیل».    

{برگرفته از وبلاگ سلمان احمد وند کی کیانی به نام هوای تازه}}



نظرات() 
تاریخ آخرین ویرایش:سه شنبه 19 شهریور 1392 05:17 ب.ظ

آفتابگردان
چهارشنبه 1 آبان 1392 11:57 ب.ظ
از آنجا که لهجه لری روستای کهکدان ولهجه مردم استان کهگیلویه وبویراحمد و بختیاری هاار یک ریشه اند، بنده توضیحی کوچک راجع به قدمت آنها بیان می کنم.در بین زبان های جنوب غربی ایران زبان لری نزدیکترین رابطه را با فارسی باستان دارد که هردوی آنها دنباله ی پارسی میانه است.«لایارد»درباره نزدیکی زبان لری به زبان شاهنامه میگوید:این لهجه بدون اینکه لغات ترکی و عربی وارد آن شده باشد،یک گونه لهجه ی تحریف شده فارسی قدیم است که الوار آن را حفظ کرده اندو این لهجه که هم سان زبان مردم ایران باستان است ؛بیشتر به زبان شاهنامه نزدیک است.«هنری راولینسون» اولین کسی است که به طور دقیق از رابطه ی زبان لری با فارسی باستان پرده برداشت و بدین سان متوجه پیوستگی قوی پارسیان باستان و لرهاشد...
پاسخ یزدان درویشی : مرسی از راهنمایی شما اگر تونستی اطلاعات بیشتری برام ارسال کن.منتظر میمونم
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.